نفسمون النانفسمون النا، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
مامانی النامامانی النا، تا این لحظه: 35 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

تولد دوباره ام

★بهــــــترین بـــــــــاش★

بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه‌اش اما حرفش هیچ وقت از یادم نمی‌رود، می‌گفت : زندگی مثل یک کلاف کامواست ! از دستت که در برود می‌شود کلاف سردرگم، گره می‌خورد، می‌پیچد به هم، گره‌گره می‌شود . بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگ‌تر می‌شود، کورتر می‌شود، یک جایی دیگر کاری نمی‌شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید، یک گره ظریفِ کوچک زد ! بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد، محو کرد، یک جوری که معلوم نشود، یادت باشد گره‌های توی کلاف همان دلخوری‌های کوچک و بزرگند، همان کینه‌های چند ساله، باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید زندگی به بندی بند است به نام «حرمت...
14 مرداد 1397

...

امروز به پایان می‌رسد. ازفردا برایم چیزی نگو. من نمی‌گویم فردا روز دیگری است توروز دیگری هستی، "تو"فردایی... همان که بایدبه خاطرش زنده بمانم. ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ...
9 مرداد 1397

پــرنــســس مـــن♥

♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ فــرشــتـه هـا هــمـیــشــه وجــود دارن امــا چـــون بــال نــدارن بـهـشــون مـــیـــگــن دخـــتــر ... 😇 دوســـتـــت دارمــ عـــروســـکـــ نـاز مـــامـــان ♡...
1 مرداد 1397

روز دختر 😇

♡♡ ♡♡ دخــتـــر کــه بـاشـی ... خـیـــال مـــیــکـــشــانــدت بــه بـــعــداز ظــهــر گـرم روز تـــابـســـتـانـی کـه گــوشـواره هـــای مــیـــوه ای از گـیــلـــاس بـــهـــم چـســـبـــیـده بـه گـــوش انـداخــتــه ای ؛ هـــمـــانـــهــایــی کــه هـرکــه بــیـــاویـزدشــان از شــادی لـــبـــریـــز مـــیــشــود و خـــنـده از تـه دل امـــانـــش را مـیــبـرد. 🍒 دختر گلم روزت مبارک ... دوستت دارم ... 💔...
24 تير 1397