نفسمون النانفسمون النا، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
مامانی النامامانی النا، تا این لحظه: 35 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

تولد دوباره ام

مژده بهار

هنوز یک ماه به فصل بهار مونده اما شکوفه های بهاری مژده رسیدن بهار رو میدن. النای عزیز من؛ بهار امسال خیلی قشنگه چون با تو شروع میشه؛ بودنت چقدر خوبه عروسکم... چقدر دلبسته ات شدم و چقدر وابسته ام شدی. وقتی دلم میگیره تنها مخاطبم تویی ،وقتی باهات حرف میزنم حس میکنم حرفهام رو خیلی خوب میفهمی؛ خوبتر از آدم بزرگها... این روزها من به وجود تو نیازمندترم. مادر بودن رو تو به من یاد میدی و از تو می آموزم صبوری و مهربانی و عاشق بودن رو... دوستت دارم پاره تنم... تو گل سرخ منی تو گل یاس منی تو چنان شبنم پاک سحری نه از آن پاک تری تو بهاری نه ،بهاران از توست از...
29 بهمن 1391

اولین تجربه آتلیه الناجونم

سلام عزیز دلم. برنامه امروزمون این بود که به اتفاق عمه مریم دختر گلم رو واسه اولین بار ببریم آتلیه واسه گرفتن عکسهای یادگاری خوشگل. با اینکه اولین بار بود همچین جایی می رفتی انقدر خانوم و باوقار بودی که اونجا همه اعتراف کردن تا بحال بچه ای به این ماهی جلوی دوربینشون نرفته. مامانی فدات بشم که ماهی ، چشم نخوری الهی... ...
19 بهمن 1391

سومین و چهارمین مروارید

دختر خوشگلم تا چند روز پیش موقع خندیدنت دوتا دندون کوچولو خودنمایی میکرد ولی الآن دو روزه که سومین و چهارمین دندون هم همزمان زده بیرون(11/11/91) . باز هم مبارکت باشه مامان جونم... ...
13 بهمن 1391
1