آتلیه با رشوه ماهی گلی
برای بار دوم با کلی تشریفات و وعده و وعید رفتیم آتلیه؛ اینبار با مژده. چرا واسه دومین بار؟ آخه دیروز خودم بردمت گلم. اما با اینکه خودت پیشنهاد رفتن داده بودی و با شوق زیاد واسه رفتن آماده شدی ، نمی دونم چی شد که اونجا هرچی صدات کردیم اصلاً سرت رو بلند نکردی و افتخار ندادی حتی یه نگاه تحویل دوربین بدی. فقط صدات رو میشنیدم که آروم می گفتی :" مامان بلیم خونه، بلیم خونه". برگشتیم خونه ؛ تا مدتی سکوت بین دوتایی مون حاکم و مامانی از دست خانومی دلخور. مثلاً قهر بودیم با هم. نشستی لاک روی ناخنهات رو پاک کردی و موهاتم باز کردی. و طوری که من از تو آشپزخونه بشنوم چند بار گفتی:" خب من دوست ندالم خانومه ازم عکس بگیله". ...
نویسنده :
فاطمه مامان
22:10



