نفسمون النانفسمون النا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره
مامانی النامامانی النا، تا این لحظه: 42 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

تولد دوباره ام

سال نو مبارک

گلپسری و دخمرگلی   باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا یا مقلب القلوب یا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعید باز هم سال جدید باز هم لاله عشق خنده و بیم و امید عیــــــــــــــــــــد مبارک ...
28 اسفند 1394

رابطه مادر و دختر

* او را بخندان. حتی رئیس های اخمو و جدی هم برای خندان بچه های خود،  در حضور جمع، شکلک و ادا و اطوار در می آورند * با هم آشپزی کنید * کار تو به عنوان یک مادر این است که سر دربیاوری وقتی گریه می کند،  مشکلی دارد یا فقط می خواهد به او توجه کنی. مردها هیچوقت از عهده این کار بر نمی آیند. * آوازهایی را که در مدرسه می خواند، یاد بگیر و دو نفری آنها را با هم بخوانید. * به خاطر داشته باش هر آنچه را که به او یاد می دهی و تمام آنچه را که از شما سر می زند، او می بیند و در آینده به دخترش انتقال خواهد داد. * او باید بداند که شما بدون قید و شرط ، او را دوست دارید. * در نمایش گذاشتن کارهای ...
22 بهمن 1394

یلدا؛ تولد داداش کوچولو

  سلام سلام به دختر گلم که بعد از یه وقفه نسبتاً طولانی فرصتی دست داد تا به وبش سر بزنم. آخه عزیز دلم بیست و چهار روزه که سرم حسابی شلوغه و به معنای واقعی دارم مشق مادری میکنم.  بیست و چهار روزه که یه نی نی کوچولو به جمع سه نفره ما اضافه شده و حسابی روابط و شرایطمون رو دگرگون کرده. اما خداروشکر تو انقدر دختر عاقلی هستی که بیشتر از سن خودت شرایط من رو درک کنی دخترکم... هرچند دلواپسیم از جانب تو کاملاً بی مورد نبود اما خب به اون حدی هم که فکر میکردم نبود. گاهی اوقات حس حسادت باعث میشه یه رفتارهایی ازت سر بزنه اما بهت حق میدم عزیزم، تو خودت هنوز بچه ای و با اومدن داداشی مجبور شدی شرایط جد...
24 دی 1394

...

سلام دخترگلم یه خبر دارم واست ؛؛؛داااااااغ. امروز وقت دکتر داشتم و با شما و بابایی رفتیم مطب دکتر رضاییان. طبق تشخیص خانم دکتر ،تاریخ دهم دی ماه که واسه تولد داداشی تعیین شده بود حسابی دیره و نی نی دار شدنمون باید یک هفته جلوتر بیفته یعنی سوم دی ماه که دقیقاً میشه پنجشنبه آینده. عزیز دلم این روزا هم واسه اومدن نی نی استرس دارم هم دلواپسیم از جانب تو دخترکم زیاده. آخه تا حالا توی خونه همه محبت و توجه من و بابایی به تو بوده ولی از چند روز دیگه باید توی همه چیز با مهمون جدیدمون شریک بشی و شرایط جدیدی رو تحمل کنی. با اینکه فعلاً با ذوق و شوق زیاد منتظر تولد داداشی هستی ،دلواپسیم از اینه که نتونی خودت رو با شرایط جدید وفق بدی و ب...
25 آذر 1394

دخملی با موی کوتاه

خوشگلم سلام خانومی من از امروز با یه ظاهر جدید میاد به وبلاگش. آخه با رضایت خودش موهاش کوتاه شده و اینطور که مشخصه خیلی هم از این بابت راضی و خوشحاله. البته اینو میدونم که کوتاه شدن موهات یه موج بزرگ اعتراض از طرف عموها و بخصوص عمه الهام به دنبال داره، حتی بابایی رو به زور تونستم راضی کنم که برای راحتی خودت موهات کوتاه بشه. خودمم بیشتر از همه عاشق این موهای خوشگلت بودم مامان جونم، اما نه تحمل اذیت شدنت موقع شونه زدن موهات یا لباس پوشیدن یا حتی بستن موهاتو داشتم نه حق این رو که برای خوشایند خودم یا اطرافیان به کاری که ازش بیزاری مجبورت کنم. بخاطر همین چندبار که بهت پیشنهاد کوتاهی موهات رو دادم با ذوق و شوق...
15 آذر 1394