نفسمون النانفسمون النا، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
مامانی النامامانی النا، تا این لحظه: 35 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

تولد دوباره ام

دلنوشته های مامان

سلام عزیز دلم. چند روزی از اولین ماه اولین بهار زندگی شما سپری شده و مامان با یه دنیا آرزوی خوب برای تو، میخواد همیشه مثل بهار شاد و سرزنده باشی گلم... میدونی عروسکم؛حال و هوای امسال فرق میکنه با هر سال؛ امسال تو هستی و یه حس و حال خوب به زندگی من و بابایی بخشیدی. از وجود پاک تو فرشته آسمونی، خونه مون مثل بهشت شده. انگار بخشی از وجودمون شدی، با یه ذره ناخوشی و ناراحتیت زندگی واسمون جهنم میشه و وقتی میخندی دنیا مال ماست. هیچ چیزی از صدای خنده تو قشنگ تر نیست... نمیدونم حس دوست داشتن تو رو چطور توی این نوشته ها جا بدم اما شاید فقط وقتی این حس رو درک کنی که خودت مادر شده باشی. خدارو روزی هزاران بار شکر میکنم دخت...
18 فروردين 1392

تعطیلات نوروز

یه سلام گرم مادرونه به دختر خوشگل خودم پس از یک وقفه نسبتاً طولانی. عزیزم تعطیلات خوب نوروزی رو کلاً شهرستان بودیم و بعد از 14روز،دیروز برگشتیم شیراز. این یکی دوهفته حسابی خوش گذشت و خیلی جاها رفتیم گلم. این روزها برای من که اولین سال نویی بود که شما تو بغلم بودی، نوروزی کاملاً متفاوت و البته دوست داشتنی بود. سختی ها و مشکلات مادر بودن رو با تمام وجود میپذیرم و خدا رو شاکرم بخاطر فرشته نازی که به من بخشیده. دوستت دارم الناجونم... و اما عکسهای اولین تعطیلات نوروزی دخملی گل ما؛ اینجا چهارمین روز عیده توی حیاط خونه بابابزرگ؛ مامان فدای خنده هات... ...
16 فروردين 1392
1