ما برگشتیم
سلام سلام الناگلی من. چهار روز از روز تولدمون گذشته و بالاخره بعد از شانزده روز زیارت و سیاحت به خونه برگشتیم. قسمت این بود که روز تولدمون در سفر باشیم. این چند روز مسافرت هم حسابی فکر و ذکر جشن تولدت رو از سرت انداخت. بابایی هم که فرصت رو غنیمت شمرده و پیشنهاد داده که جشن رو موکول کنیم به سال آینده. قرار بود جشنمون فقط با حضور چندتا از اقوام و دوستای شیرازی باشه ولی حالا که گذشته قول میدم یه جشن کوچولوی سه نفره هم که شده برات بگیرم عزیز دلم. این چندمین تولد توست؟ و چندمین انبساط مجدد کائنات؟ و چندمین انفجار سکوت؟ چندمین لبخند آفرینش؟ خورشید را چندمین بار است که میبینی؟ و ثانیه چندمین ...
نویسنده :
فاطمه مامان
8:55





