نفسمون النانفسمون النا، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
مامانی النامامانی النا، تا این لحظه: 35 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

تولد دوباره ام

دخملی مامان

سلام سلام به دخملی خودم. دیروز کلاس نقاشی برگزار شد اما فقط در حد تفکیک گروههای سنی کلاسها و تعیین روز و ساعت کلاس نقاشی. کلاس ژیمناستیک به حد نصاب نرسید و تشکیل نشد. کلاس نقاشی هم اولش قرار شد روزهای زوج یعنی هفته ای سه روز برگزار شه منم خوشحال از اینکه سه روز در هفته سرگرمی و کمتر تو خونه بهونه همبازی رو میگیری گفتم دیگه نیازی نیست کلاس دیگه ای ثبت نامت کنم. اما متأسفانه نهایتاً تصمیمشون این شد که فقط دوشنبه ها کلاس نقاشی داشته باشی. از دیروز تا حالا به معنای واقعی مامانی رو دیوونه کردی که کی وقت کلاست هستش . مگه طاقت داری از این دوشنبه تا دوشنبه بعد صبر کنی دخمل من. بنابراین باید حتماً برای پر کردن وقتت چاره ای اساسی بیندیشم. ی...
4 تير 1395

النا به کلاس نقاشی میرود...

آخرین لحظه های اولین روز اولین فصل تابستون گرم؛ فصل تولد من و تو. تو و داداشی هر دوتون تو خواب نازین جوجه های من. امشب از هر شب زودتر خوابیدی به عشق اینکه فردا صبح میخوای بری کلاس نقاشی. آخه تو خونه خیلی حوصلت سر میره و همش غر میزنی که چرا هیچکس نیست که باهات بازی کنه و هر روز منتظر بزرگ شدن داداشی هستی تا همبازی تو بشه. واسه همین هفته پیش رفتیم مهدکودک نزدیک خونه واسه ثبت نام کلاسهای تابستونی که انتخاب ما کلاس نقاشی و ژیمناستیک بود. عزیز دلم کلی ذوق کردی که " مامان من دیگه بزرگ شدم میخوام برم کلاس کلی دوست پیدا کنم "، " مامان خــــــــــــــــــــیلی خوشحالم که میتونم برم کلاس" . فدات شم خانوم...
2 تير 1395
1