نفسمون النانفسمون النا، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
مامانی النامامانی النا، تا این لحظه: 35 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

تولد دوباره ام

شروع کلاس آی مت

سلام گلم. اومدم برات بنویسم بالاخره امروز انتظارت به سر رسید و شما دختر گلم رفتی به اولین جلسه کلاس آی مت. امروز چون اولین جلسه بود خودم با داداشی باهات اومدیم که مثل اولین جلسه کلاس نقاشی بهونه گیری نکنی اما از جلسه بعد بابایی تو رو میرسونه آخه من بخاطر داداش کوچولو نمیتونم همیشه باهات بیام عزیزم... راستی فکر کنم برات نگفتم که تابستون که کلاس نقاشی ثبت نامت کرده بودم اولش واسه رفتن خیلی عجله داشتی اما به مهدکودک که رسیدیم نمیدونم چی شد که جا زدی و بهونه آوردی که خوابت میاد. خلاصه با کلللی وعده وعید راضی شدی بری سر کلاس.  اما نه، امروز واقعا امیدوار شدم بهت عروسکم...زودتر از همه بچه ها خیلی سریع ازم جدا شدی و رفتی تو کلاس نشستی. خیلی ...
10 مهر 1395

بوی ماه مدرسه

امروز شنبه سومین روز مهرماه ۱۳۹۵ و اولین روز سال تحصیلی... دختر گلم امروز صبح که بعد از چند ماه تعطیلات، صدای بلندگوی مدرسه نزدیک خونه مون رو تو حیاط شنیدی مامانی رو صدا زدی تا بپرسی صدای چیه که میاد. وقتی واست گفتم و فهمیدی مدرسه ها باز شده با اخم و تخم رفتی تو اتاقت و داد و بیداد راه انداختی که"چرا منو نفرستادی مدرسه؟؟ من دوست دارم برم مدرسه درس بخونم چقدر تو خونه بمونم حوصلم سر میره..." هرچی هم برات توضیح میدم که هنوز واسه مدرسه رفتن کم سِن هستی و باید صبر کنی تا سال آینده که پیش دبستانی بری گوشت بدهکار نیست. مرغت فقط یه پا داره و میگی " سال آینده دیره و خیلی طول میکشه من دوست دارم الان برم"... خلاصه که بوی ماه مهر به مَشام تو یکی خی...
3 مهر 1395
1